
برای من بهترین جای خانه و بلکه بهترین جای جهان، آشپزخانه است. نه این که دست پخت آن چنانی ای داشته باشم یا کدبانویی مثال زدنی باشم. نه این که همیشه ظرف هایم شسته و چایی ام دم باشد، نه این که آشپزخانه ام چون الماس بدرخشد؛ اما آشپزخانه را دوست دارم. چون پر از زندگی، سازندگی و خلاقیت است. تنها جایی از دنیا است که فاصله ی ایده تا عمل به اندازه یک فندک زدن به اجاق گاز است.
من آشپزخانه را دوست دارم و پروین اعتصامی را درک می کنم که با کاسه و بشقاب هایش حرف می زد. قابلمه و تابه ها و کاسه بشقاب ها و حتی کارد و چنگال های من اسم دارند و ما در حین آشپزی با هم حرف می زنیم. گمانم دوستان خوبی برای هم باشیم، چون از این که یک شب کثیف بخوابند شکایتی نمی کنند و اصراری ندارند که مثل روز اول شان براق به نظر بیایند!
آشپزخانه تنها جایی از دنیا است که فکرهای بد به آن نفوذ ندارند. از این لحاظ دقیقاً برعکس حمام است که من آن را اتاق فکر نامگذاری کرده ام. در آشپزخانه همه چیز فقط ساختن است، ساختن ساده و بدون های و هوی. تنها جایی است که در آن تمام خواسته هایم بدون دویدن موش به فعلیت می رسد . تنهای جایی است که نتیجه ی کار، باعث رضایت فوری اطرافیان می شود. وقتی اولین لقمه را قورت می دهند و چیزی دلگرم کننده می گویند انگار دنیا را به آدم داده اند. دنیایی که برای به دست آوردنش نه لازم است چیزی خراب شود و نه دلی به درد آید.
در این میان آشپزخانه ی کسی که آدم شمع و قلم و کاغذ باشد، گوشه هایی مخفی برای نوشتن و غیر مخفی برای شمع روشن کردن هم دارد البته. یواشکی (دور از چشم منگوله خانم) چند تا از عکس برگردان هایش را هم داخل کابینت ها چسبانده ام و به کودک درونم که دست از سرم برنمی دارد حالی داده ام.
راستش ترجیح می دادم آشپزخانه ام "باز" نباشد. در و دیوار داشته باشد. اینجوری همیشه حس آن شبی را دارم که زیر آسمان خوابیدم و تا صبح احساس می کردم در دنیای به این بزرگی معلق مانده ام. از معلق بودن خوشم نمی آید و این نقطه ضعفی است که از داشتنش خرسندم، وگرنه الآن فرزندانم به امان خدا بودند و من داشتم کل کناره ی ساحل دریای خزر را با دوچرخه رکاب می زدم. این یکی از کارهایی است که حتماً قبل از مردن انجام خوام داد! ضمناً، خوشم نمی آید تا توی اتاق خواب ها بوی قرمه سبزی بپیچد.
تصویر: یکی از آن گوشه های مخفی برای نوشتن که عرض شد…
عنوان برگرفته از پروین اعتصامی: خّرم آن کس که در این محنت گاه / خاطری را سبب تسکین است