کفش های ملیسا
چهار شنبه, سپتامبر 7th, 2011
امروز از دیالوگی با همکار عزیز در مورد رم کولهاوس و خانم نسرین و مدرسهی AA به مونولوگی در مورد ماجراهای حرفه ای خودم رسیدم. فکر میکردم میشد زمان دو دهه به عقب برگردد و مادر و پدرم بگویند روزنامه جان، دخترم، ول کن این دانشگاه شهید بهشتی را، بیا بفرستیمت انگلستان، لندن، مدرسهی معماری AA. دوست داری شاگرد رم کولهاس باشی، هان؟ و بعد من بروم آنجا معماری بخوانم و معمار خوبی از آب دربیایم و از سرتاسر دنیا کارهای خوب خوب بگیرم و نه فقط از بخش عمومی پیزوری خودمان و دفترم را به جای خیابانی غبارآلود در مرکز شهر تهران، در مرکز شهر لندن بزنم و در طراحیهایم آزاد باشم، چرا که کارفرماهایی خواهم داشت که حداقل صاحب دو ریال شعور و سواد هستند و اجازه می دهند ذوق و هنرم را در طراحی هایم نشان دهم نه این که فقط دل شان خیابان های شطرنجی و ساختمان های مکعبی بخواهد و برای هرگونه ایده ای کرفس هم خرد نکنند.
به این مونولوگ بیهوده و آه و افسوس بیهوده تر خاتمه دادم و برگشتم سر ترجمه ی کتابی که برای فراموش کردن غم ایام در دست داریم. چشمم که به فصل مربوط به عراق افتاد، دوباره مونولوگم تازه شد و یاد زها حدید افتادم که عراقی است و در مدرسه ی AA ( آه AA…) درس خوانده در سال 2010 در فهرست مجله ی تایم از صد انسان تاثیرگذار دنیا، در شاخه متفکران دسته بندی شده است و الان از هر بچه ای بپرسی غول معماری دنیا کیه؟ بی تردید می گوید زها حدید.
زها حدید شصت و یک سال پیش در در بغداد و در خانواده ای دیپلمات و غیرسنتی عراقی به دنیا آمد و کودکی اش را در انگلستان و سوییس گذراند. خودش می گوید هرگز تربیت عربی – اسلامی را تجربه نکرده و در عوض در معرض انواع فرهنگ ها و مذاهب بوده است. لابد برای همین مغزش فاقد کلیشه هاست. در هجده سالگی برای تحصیل در رشته ی ریاضی به دانشگاه امریکایی بیروت رفت و لابد مغز کلیشه گریزش نظم و ترتیبِ ریاضی پیدا . سه سال بعد برای تحصیل در رشته ی معماری، به انگلستان، مدرسه ی معماری AA( آه AA…) بازگشت و پس از پنج سال در کسوت معمار، کارمند استادش رم کولهاوس شده و همان سال در همان دانشگاه و در کنار اساتید خودش به تدریس معماری پرداخت. کمی بعد دفتر مستقل خود را تاسیس کرد. دلیلی ندارد در این وبلاگ غیر حرفه ای کرسی های استادی زها را بشمارم یا در مورد پروژه هایش بنویسم. از من بپذیرید که معمار و طراح بزرگی است و مهم بودن و دیده شدنش را مدیون نوآوری هایش در دنیایی است که تشنه ی نویی و تازگی است. خوب است آدم گاهی نگاهش را از دماغش آن سوتر بگیرد و این همه غم ایام را نخورد. زها آدم خاصی است چون "مرز" جا به جا می کند. در طرح هایش که از یک شهر تا یک جفت کفش (تصویر این پست) را دربر می گیرد مفهوم را عوض می کند، یادمان می دهد نحوه ی فکر کردن مان را عوض کنیم.
وارد بحث های حرفه ای نشدیم. اما خوب است بگویم، زها علاوه بر سایر جوایز ارزنده در سالیان مختلف، در سال ۲۰۰۴ به عنوان نخستین زن برنده جایزه معماری پریتزکر، مهم ترین جایزه جهان در زمینه معماری، انتخاب گردید.
خودش گفته زندگیش تلفیق همزمان فعالیت حرفه ای، تدریس و پژوهش است. شاید برای همین است که تاکنون سراغ ازدواج و بچه دار شدن نرفته است!
تصویر: کفش مدل ملیسا، طراحی از زها حدید.




